سفارش تبلیغ
صبا ویژن
[ و ابو جعفر محمد بن على باقر از او ( ع ) حکایت کرد که فرمود : ] دو چیز در زمین مایه أمان از عذاب خدا بود ، یکى از آن دو برداشته شد پس دیگرى را بگیرید و بدان چنگ زنید : امّا امانى که برداشته شد رسول خدا ( ص ) بود . و امّا امانى که مانده است آمرزش خواستن است . خداى تعالى فرماید « و خدا آنان را عذاب نمى‏کند حالى که تو در میان آنانى و خدا عذابشان نمى‏کند حالى که آمرزش مى‏خواهند » [ و این از نیکوتر لطایف معنى را برون آوردن است و ظرافت سخن را آشکار کردن . ] [نهج البلاغه]


ارسال شده توسط حسین عنابستانی در 85/8/5:: 1:43 صبح

هر وقت به پیامبر خودمون و بقیه پیامبران الهی نگاه میکنم،

به روند بعثتشون و دوران پیامبری اونها،

به حرف هایی که زدند و کسی نشنید،

به رفتاری که با اونها کردند،

و به ایستادگی اونها نگاه میکنم یه چیزی رو می بینم که بین همه ادیان هست . چیزی که همه میگن و کسی نمیشنوه !

اونها اومدند و رفتند ولی موندند ! فقط به خاطر اینکه انسان ها هنوز هستند ! فقط به خاطر اینکه هنوز خداپرستی هست!

فقط به خاطر اینکه هنوز فطرت انسان ها توسط خدا تغییر نکرده !

هر چیزی که پیامبران گفتند برای انسان بود. فقط برای خود انسان!

اما ما آدمها دنبال برنامه ای هستیم که باهاش نون شبمون رو دربیاریم! دنبال برنامه ای میدویم که شکم زن و بچه هامون رو سیر کنیم ! دنبال برنامه ای هستیم که از وقتمون برای سرو کردن نهایت لذت بر سر میز دنیا استفاده کنیم! دنبال این هستیم که تا میتونیم زیبایی های دنیا رو ببینیم و وقت شکرگذاری نداشته باشیم ! دنیال این هستیم که بدویم ولی بدونیم که نمی رسیم !

دنبال خیلی چیزا هستیم که نمیخوایم و به قول خودمون شرایط ما رو مجبور کرده، عرف ما رو وادار کرده، خونواده ما رو کشونده!

هزار و یک دلیل داریم برای برنامه ریزی دنیوی و یک برنامه ریزی هم نکردیم برای دینداری!

دینداری واسمون شده عین علافی! به من یکی که اگه بگن شبا بلند شو دو رکعت نماز شب بخون میگم وقتشو ندارم ! صبح باید ساعت 8 سر کار باشم! اگه قرار باشه شب هم نخوابم باید تا شب چرت بزنم!

اما نه ! اینا بهانه است ! اکثرمون حتی نمیخوایم بدونیم نماز شب چقدر از وقتمون رو میگیره! که بخوایم اون رو تو برنامه مون جا بدیم یا بذاریمش کنار!

حالا بحث من سر نماز شب نیست . نمیخوام بگم همه باید نماز شب خون شن! اما میگم اگه یکی ازم پرسید نماز شب میخونی ؟ از خجالت آب بشم! نخندم و نماز شب رو سبک کنم!

این دردیه که به جگر پیامبر ماست! نه زخم قلم  کاریکاتوریستهای دانمارکی!

همون مهجوریتی که تو مطلب اول وبلاگم گفتم ! اینه که مشکل اصلی ماست!

پیامبری که در نهایت سیاهی زمین، در نهایت تاریکی دلها، برای روشن کردن بزرگترین چراغ آفرینش دست بلند کرد!

کسی بود که در زمان بی هویتی انسان ها از تکامل گفت! نه از شیوه درست زندگی ! از بهترین شیوه زندگی !

پیامبر برای بشر بهترین ها رو آورد! چیزی آورد که حتی الان هم روان شناسان انسان رو از عمل به اون معذور میدونن !

واسه اینه که من اسم مطلبم رو میذارم پیامبر ناگهان !

پیامبری که قوم فلاکت زده عرب رو در بهت و ناباوری فرو برده بود! سجایای اخلاقی پیامبر به حدی بود که حتی بدترین انسان های قریش هم جرئت نداشتند شخصیت مبارکش رو خرد کنند! همیشه به پیامبر احترام می گذاشتند!

این جمله رو به خاتمه مطلبم میگم ، بخاطر اینکه این جمله تمام پیامبر ماست:

بلغ العلی بکماله         کشفت دجی بجماله       حسنت جمیع خصاله     صلوا علیه و آله


کلمات کلیدی : روزهای پیش از ظهور